آمار بازدیدکنندگان
امروز
دیروز
این هفته
این ماه
کل آمار
Your IP: 3.140.184.21
-
منتشر شده در شنبه, 03 خرداد 1393 00:13
-
نوشته شده توسط امیرحسین فلاح
-
بازدید: 2681
به مناسبت شهادت امام کاظم (علیه السلام)
می مکد رشته های بی احساس
نیمه جانی که مانده در تن را
یک نفر هم نمیکند چاره
زخم زنجیر و زخم گردن را
**
روزه داری تمام روزت را
تازیانه توراست افطاری
آسمان جای توست آقاجان
از چه رو کنج چار دیواری ؟
**
مثل شمعی که شعله ور باشد
جسمتان آب میرود آقا
گم شده صبح و شام آخر کی_
چشمتان خواب میرود آقا ؟
**
کنج زندان نشسته ای داری
روضه ی قتلگاه می خوانی
تشنه ماندی و اشک میریزی
مادرت را به آه می خوانی
**
دشمنت تازیانه بر دستش
گاه و بیگاه حمله ور می شد
ناسزاها به مادرت می گفت
دلت از درد شعله ور میشد
**
چه قدر مثل مادرت شده ای
آنکه رخساره ی کبودی داشت
ناسزاهای دشمنت انگار
خنجری بین سینه ات می کاشت
**
خنده می زد به گریه ات دشمن
ای که از درد خویش می سوزی
می کِشی انتظارِ فرزندت
به درِ حجره چشم می دوزی
**
یاد پهلو شکسته افتادی
در نمازِ نشسته ی آخر
حرف تو بین هق هق ات این بود:
السلام و علیک یا مادر ...
**
در غریبی و گوشه ی زندان
مادرت از مدینه می آمد
او که دارد هنوز از زخمش _
می چکد خون سینه می آمد
**
مادرت آمده که بگشاید
از تو زنجیر و کُند و آهن را
مادرت آمده کند چاره
زخم زنجیر و زخم گردن را ...
وحید مصلحی
اضافه کردن نظر